انتشارات حرفه هنرمند


خئوپس،خفرن و میکرینوس: ماری سسیل بروویر/ فریناز سندانی

اهرام جیزه وعکاسی: آلن دوگ/ نیما ملک محمدی، احسان نوروزی
اهرام
اهرام آمیزه عجیبی از جاودانگی و امر مادی است. اهرام بنایی جاودانه است.اهرام به ظلم و ستم ساخت خود اشاره ای ندارد، چون خود را کاری فراانسانی جلوه می دهد.اهرام نهایت تمایز گذاری است میان ما و آنها. اهرام مدام ما را در هاله ای از عدم درک نگاه می دارد. اهمیت اهرام در ابعاد نیست (مثل دیوار چین)، اهمیت اش در تضاد و تمایز میان بیابان و بنا است؛میان بدویت و تمدن، فاصله ما با اهرام، فاصله ای فرهنگی (مثل تاج محل) و تاریخی(مثل تخت جمشید) نیست؛ فاصله انسان و خدا است. اهرام یعنی یادآوری و تکرار مدام این که: گذشته عجیب تر ازآینده است.
عکاسی در دوران قاجار: بسته گومون/خسرو دهقان

پس از تماشای عکس‌های ارنست هولتسر: روبرت صافاریان

شعر به عنوان درس ودلیل وضربت: محمدعلی سپانلو

میرغضبان: تورج حمیدیان

عکس یادگاری:رضا شیخ

شاهکاری کارشاهانه: محمدرضا اصلانی

پرسه زدن در بازیگوشی‌های قاجاری:مهران مهاجر

عکاسی یادگاری و مستندنگاری قاجاری: امیرشهاب رضوی

مصورسازی سفرنامه‌ها: محمدستاری

حاکم طبس: نسرین ترابی

زوال یک باغ: بهنام کامرانی

سال‌شمارعکاسی ایران در دوره قاجار: نسرین ترابی

عکاسی در دوران قاجار
دنیای خاکستری، سهل انگار، بازیگوش، به ظاهر زشت و پلشت، بی تکلیف و محدود به روزمره و ابزار دور و بر عکس های قاجاری، فرسنگ ها از تخیل رنگین، زیبا، فریبنده و کمال طلبانهٔ نقاشی های این دوران فاصله دارد. سوای ارزش های گرانقدر اسنادی این عکس ها( که از حیث شمار، یکی از سه چهار گنجینهٔ پر و پیمان عکاسی قرن 19 دنیاست)، بارقه های بدعت و خلاقیت این تصاویردر قیاس با انبوه عظیم عکس های تولید شدهٔ دوران (که - به اشاره آقای حمیدیان - بیش از نیمی از تاریخ عکاسی ایران را شامل می شود)، چنان پراکنده و گه گدار است که بینندهٔ امروزی را در خوانش آن مقید به حزم و احتیاط می کند. یادداشت های کوتاه این فصل تلاشی است برای پرهیز از تحقیق صرف تاریخی، به نیت نزدیک تر شدن به فضای بصری و تجربهٔ شخصی درون عکس ها.هر چند که تردید نخستین همچنان با ما می ماند... اینکه آدم تکلیفش با این عکس ها روشن نمی شود... و نمی داند که حد مجاز پیش روی اش تا کجاست؟... نمی داند تا کجا می تواند در انتساب وجوه خلاق به این آثار پیش برود که بعدها شرمندهٔ خودش و دیگران نشود.
مقدمه ای بر نقاشی قاجاری: آیدین آغداشلو

روح زمان و روح هنر قاجار: آریاسپ دادبه

انقلاب میجی: پنه لوپه ماسون/ ردیا بنائی

زایش سنت، نمایش تجدد: رویین پاکباز

نقاشی قاجار و تجربه مدرنیته: ثمیلا امیرابراهیمی

تصاویر چاپ سنگی عهد قاجار: اولریش مازولف/ آزاده افراسیابی

میرزاحسن بن آقاسیدمیرزای اصفهانی: علی بوذری
نقاشی قاجار
دوران قاجار آخرین خاطره ای است که به یاد داریم. از آن پیشتر که با قطار مدرنیته ای که از غرب می آمد برخورد کنیم. آخرین خاطره کسی که حافظه اش را از دست داده است. آخرین خاطره از دورانی که این قدر از خود نمی پرسیدیم "من که هستم؟". دورانی که به گذشته مان متصل بودیم. دورانی که در خلاء رها نبودیم. دورانی که سنتی داشتیم تا در آن نفس بکشیم. دورانی که در خرابه های باستانی به دنبال نشانه هایی از "خود" نمی گشتیم. دورانی که ولع پیشرفت و توسعه و تجدد در جانمان نیفتاده بود. دورانی که هرچند در خواب بودیم، اما رویا می دیدیم. این آخرین خاطره برای کسی که حافظه اش را از دست داده است، گرانبهاترین چیزهاست... اگر در این شماره روال معمول مجله را برهم زدیم، می خواستیم آخرین خاطره را مروری کرده باشیم.
اثر هنری به مثابه یک شیئ:ریچارد ولهایم/ علی ادیب

مدرنیته و هویت شخصی:انتونی گیدنز/ فرشید آذرنگ

نقاشی زندگی مدرن:تیموتی جی کلارک/ جاوید دلرنگ

مدرنیسم دراثرهنری:ویکتور برگین/ سید مهدی مقیم نژاد
مدرنیسم
آخرین بخش از مدرنیسم در این شماره می آید و هنوز سوال های اصلی طنین انداز است:آیا مدرنیسم به پایان رسیده؟آیا پست مدرنیسم همان ادامه مدرنیسم است؟آیا مدرنیسم باز احیاء خواهد شد...؟
زمین درحضیض: پل ویرلیو/ امید نیک فرجام

تصویر نامتناهی صحرا و بازنمایی‌های آن:مونیراخمیر/حمید رضا کرمی

صحرا
بیابان صرفاً کلیشهٔ بی آب و علف نیست. بیابان یعنی زمین در غیاب مکان و زمان. بیابان یعنی وسوسهٔ احضار معنا (یعنی وسوسهٔ سکونت). هنرورزی با بیابان، یعنی سکونت کردن در آن. بیابان یعنی صحنه. صحنه یعنی خط افق، بالای آن و پایین آن. بیبان یعنی غیاب.این بخش را به این دلیل گشودیم تا بتوانیم از این طریق به اتفاقات جاری و برجسته هنری فصل بپردازیم، یعنی مباحث و مواردی که در چارچوب تعیین شده ی متون داخل نشریه قرار نمی گیرد. این پنجره متعلق به خوانندگان محترم است و الزاما با خط مشی نشریه در یک راستا نیست.