انتشارات حرفه هنرمند


جلوه ای از خلاقیت آینه یا پنجره:افشین بشیرزاده

رالف گیبسون و کلان روایت عکاسانه:سید مهدی مقیم نژاد

عکس هایی ازجنس خواب و خاطره:محمد غفوری

ناگزیرم که یگانه باشم:گفت وگو با رالف گیبسون
حرفه: عکاس... پنجره همسایه: رالف گیبسون
آثار عکاسی رالف گیبسون با سوژه های مختلف و زمینه های گوناگون همواره سبک و نگاهی واحد را حفظ کرده اند به نحوی که از او هنرمندی مولف با مشخصه های فکری قابل تمایز از سایر عکاسان هم نسلش، ساخته است. نگاه او به جزئیاتی که بطور معمول بسیاری از ما به آنها توجه نمی کنیم و درک اعجاب آورش از نور مرزهای میان واقعیت و فراواقعیت را از میان برداشته است.

موضوع ،عکس، واقع گرایی:فرشید آذرنگ
پنجره بسته: واقع گرایی در عکاسی
خوانش عکس، متکی به بستر معنایی عکاسی است. بخشی از بستر معنایی عکس، رابطه عکاسی با واقعیت است. این رابطه به شکل های گوناگون، تصور، بررسی، انکار یا تایید شده است. مثلاً می توان به مقالات ادوارد وستون و جان سارکوفسکی ( در شماره پیشین فصل نامه) و یا اندیشه های متفاوت تر کریستین متز و امبرتواکو اشاره کرد.پنجره بسته عکاسی حاضر، به این رابطه می پردازد.
عکاسی، شیوه ای برای زندگی :گفت و گو با کاوه کاظمی
پنجره ما : کاوه کاظمی
کاوه کاظمی، از سر تعجب، کم سر و صداترین عکاس خبری ایران است. روحیه ستیزه جو و منش استقلال طلب او، حافظ حریم فعالیت اوست. کاظمی به غیر از آنکه در نام و حرفه خود با کاوه گلستان اشتراک دارد، از وجه تشابه بسیار مهم و ارزنده دیگری نیز با او برخوردار است و آن اینکه کاظمی همچون گلستان، به معنای واقعی عکاسی حرفه ای است: یعنی فعال، مستقل و در لاک خود، بی آنکه بخواهد سکاندار باشد.همه اینها موجب شد دیرتر از آنچه باید با او آشنا شویم. امیدواریم در این مجال، تا حدودی این دیرکرد را جبران کرده باشیم.
چراغی در مه: ثمیلا امیرابراهیمی

میراث، محیط، و سنت :استفن پولکاری/ مریم اطهاری

رنگ، سایه، سکوت؛ جایی برای مراقبه :دراشتن/ فائقه بقراطی

تجربه ای از یک راز:ع. جمالی

تصویر درونی :ژاله تاثیر نفس/آندیا افسر کشمیری
حرفه: نقاش... پنجره همسایه: مارک روتکو
کارهای تماماً انتزاعی روتکو، واجد فشردگی و شدتی هستند که جلوه تداوم و عشقی است که او در پویشی 30 ساله نثار اثرش کرده است. دشواری تجربه جنگ و حساسیت روتکو، او را به سمت تمدن باستان و میراث و سنت کهن سوق داد. در واقع او خود را ناگزیر از رجوع سنت می یابد؛ او ریشه های بحران جهان جنگ زدهٔ زمانش را تا گذشته های دور و برخی ویژگی های نهفته در خود بنیادهای فرهنگی غرب دنبال کرد. نگاه او به گذشته نگاهی انتقادی بود که توان پرشس و پاسخگویی داشت و همین موجب استقلال ذاتی اثر روتکو شد. رجوع او به پاره های گذشته به قصد تصرف صوری هنر کهن و دستکاری اش یا تقلید از آن نبود، بلکه او جسورانه بی آنکه میخ کوب معمای بیان باشد، انسان را به مثابه دغدغه اصلی اش با میراث کهن درمی آمیزد. در نهایت روتکو راه گذر از بحران را شاید همدلی و انعکاس کلیت عواطف انسانی می داند.او نه فرمالیست است و نه هیچ علاقه ای به بازی های صوری رنگ و بافت و غیره دارد. روتکو با هنر توتم وارش قصد دارد ما را به اندیشیدن در باب ماهیت انسان ترغیب کند و هرچند که این از دید بعضی پساختارگراها و پسامدرنیست ها خام جلوه کند. دقیقاً همان چیزی است که هنر او را ماندنی کرده است. چیزی که خود هنرمندان پسامدرنیست سودای آن را در سر دارند.
رویکردهای سنتی و جدید:رویین پاکباز

فایده تاریخ هنر چیست؟: گفتگو با منصور ابراهیمی و مهرداد قیومی

مشغله هنر:مارسیا پوینتون/ روبرت صافاریان

سنت، مدرنیته، حافظه تاریخی:آریاسپ دادبه
پنجره بسته: حافظهٔ تاریخی- تاریخ هنر(2)
هنرمندان همواره در چارچوب قراردادهای تاریخی خود کار می کنند. " قراردادها مانند ریلی هستند که قطار نوآوری بر روی آنها سوار است". اما زمانی که سنتی و قراردادی در جامعه رایج نباشد هنرمندان در فضایی بیکران در میان انبوه " اطلاعات و تصاویر" گنگ و گمگشته خواهند ماند. " اطلاعات و تصاویری" از هزاران سنت هنری در هزاران زمان و مکان دور یا نزدیک. " تصاویر و اطلاعاتی" که هر ثانیه توسط ماهواره و اینترنت در ذهن های بی جهت ریخته می شود، نه تنها مشکلی را از ما حل نمی کنند، بلکه بر مشکلات ما می افزایند. تاریخ هنر می تواند در زمانی که سنت زیرپای ما فرو ریخته است این توان را به ما ببخشد که تصاویر و اطلاعات را بشناسیم، دسته بندی کنیم، آنها را در سنت و قرارداد خور را بنشانیم و علت وجودی شان را درک کنیم. شاید با درک گذشته از درون این بی نظمی راهی بسوی آینده بجوئیم.
... اما من فاسونکی هستم:گفت و گو با محمد فاسونکی
پنجره ما:‌ محمد فاسونکی
ساده صحبت می کرد و از اینکه فارسی را به خوبی ما تهرانیها صحبت نمی کند عذر خواست. گله بسیار داشت، اما امیدوار بود و آنچه عجیب بود حجم عظیمی از تابلو و مجسمه بود که آتلیه اش را پر کرده بود. آنقدر کار را درآتلیه هیچ نقاشی ندیده بودم. با گشاده رویی بی آنکه مرا بشناسد اصرار کرد در خانه اش اقامت کنم. هر چند نماندم، اما چند ساعتی که با او به گفتگو نشستم را فراموش نخواهم کرد. تابلوهای بزرگش را یکی یکی می آورد و به من غریبه ای که نیم ساعتی نبود از آشنائیمان می گذشت نشان می داد. سالهاست در تبریز بی آنکه آنچنان که باید بشناسدش ، با پشتکاری باور نکردنی کار می کند. در تبریز یک نمایشگاه نقاشی وجود ندارد تا کارهایش را در شهر خودش نمایش دهد. و این جای خجالت است که امکانات را اینگونه در تهران تلنبار کرده اند. اما او کار خود را می کند، بی انتظاری از این فضا و مسٶلان هنری. نقاشی برای او کاری فرهنگی است نه راهی برای... این را با زندگیش ثابت کرده است. تبریزی ها باید به خود ببالند. آنها نقاش خوبی دارند.
چرا هیچ زن بزرگ هنرمندی نداشته ایم:لیندا ناکلین/ افشنگ مقصودی

مدرنیته و فضاهای زنانه: گریز لدا پالاک/ نیما ملک محمدی

بینش و صدا و قدرت:گریز لدا پالاک/ امید نیک فرجام

فمینیست ها و پست مدرنیسم:کریگ اونز/ روبرت صافاریان
حرفه: هنرمند...فمینیسم
فمینیسم،بخشی از پدیده یا جنبش «توجه به دیگری »یا «اصالت دیگری »است که در قلمرو نژاد، قومیت و جنسیت پدیدار شده است. اما فمینیسم (یا جنبش اصالت زنان یا زن باوری) پر سر و صدا ترین آنها است که روایت های مختلفی چه در جهت موافق و چه در جهت مخالف، دارد. به دنبال چنین مبحثی، بسیاری از هنرمندان، خصوصاً زنان، در صدد برآمدند تا دغدغه ها و آموزه های فمینیستی را در شکل دهی و معنا دهی آثار خود به کار گیرند. در این شماره به ارائه مهم ترین مقالات این عرصه پرداخته ایم.
تقابل با کلیشه های اجتماعی:کیت لینکر/ علی عامری مهابادی

فتومونتاژهای متفاوت:اندی گرونبرگ/ سید مهدی مقیم نژاد

من آرشیوژست های توهستم:گفت و گو با باربارا کروگرکارن رانی
باربارا کروگر
«احساس می کنم تمام کارهای من، مبتنی بر شوخی و تفسیری هستند که این شوخی خلق می کند. این کارها متشکل از عکس، مجسمه و چیدمان اند. اما به نظر من، نیروی اصلی کار من، از همان آغاز، بیان و خطاب مستقیم بوده است. در تصاویر و در نوشته ها و پژوهشهایم، و نیز در آخرین چیدمانی که در لندن انجام دادم، همین بیان مستقیم وجود داشته است. بیان مستقیم در همه جا هست، مردم معمولا چنین کاری می کنند و به همین شیوه نیز مورد خطاب قرار می گیرند. شما می توانید از این شیوه در هر شکلی کمک بگیرید. این امر به نوعی شکل دهی هویت ها و کلیشه ها ارتباط و مناسبت دارد، یعنی همان موضوعاتی که مورد علاقه من اند.»