ویدئو: درباره‌ی نقاشی «پاس شبانه» اثر رامبراند

تابلوی «پاس شبانه» اثر رامبراند، در موزه‌ ریکس آمستردام
تابلوی «پاس شبانه» اثر رامبراند، در موزه‌ ریکس آمستردام

تابلوی معروف به «پاس شبانه» اثر رامبراند، از شهیرترین نقاشی‌های تاریخ هنر غرب است. پیتر گرینوِی، فیلمساز و نقاش انگلیسی، «پاس شبانه» را پس از مونالیزا، سقف کلیسای سیستین، و شام آخر، چهارمین نقاشی بزرگ تاریخ هنر غرب معرفی می‌کند. سه اثر اول متعلق به اروپای کاتولیک است و آخری متعلق به اروپای پروتستان.  این نقاشی جایگاهی ثابت در هر کتاب تاریخ هنر غرب دارد و به دلیل جزئیات فراوان و معمایی‌اش به تفاسیر متفاوتی دامن زده است. حالت غیررسمی، شوخ‌وشنگ و پرجنب‌وجوش فیگورها (که در تضاد با نظم گروه‌های نظامی است)، تقسیم نقش‌ها و تاکید نابرابر بر چهره‌ها، جهت‌گیری‌های متفاوت دست‌ها و نگاه‌ها، فیگور معمایی زن سمت چپ تابلو که نوری خیره‌کننده بر او تابیده، کوتوله‌ای که در سمت چپ تابلو می‌دود و هیچ شباهتی به تفنگ‌داران ندارد، از جمله ویژگی‌ها و جزئیات خیره‌کننده‌ی این نقاشی‌اند. این تابلو را نماد غرور ملی هلند دانسته‌اند، و یا به دلیل تاکید بر فردیت فیگورها و آزادی عمل آن‌ها، تمثیلی از دموکراسی خوانده‌اند، و باز به دلیل رابطه‌ی خاصی که بین فیگورها برقرار است، سعی کرده‌اند داستانی پنهان را در آن کشف کنند. با این‌حال آنچه برای ما اهمیت دارد، ترکیب‌بندی و فضاسازی حیرت‌انگیز رامبراند و تکامل این نوع نقاشی از پرتره‌های جمعی است. همان‌طور که در ویدئو گفته می‌شود، در نقاشی از پرتره‌های جمعی، معمولاً نقاش‌ها با توزیع برابر نور در صحنه، بر هر یک از چهره‌ها تاکیدی یکسان می‌کردند. ترکیب‌بندی اغلب این تابلوها چنان است که یا فیگورها در یک خط ایستاده‌اند (مانند تابلوی «دسته‌ی لاغرها» از فرانس هالس)، و یا در چند ردیف عمودی چیده شده‌اند (مانند نقاشی دیرک یاکوبس از انجمن تیراندازی آمستردام)، و یا در چند پلان، منطبق با پرسپکتیو هندسی، پس‌ و پیش یکدیگر قرار گرفته‌اند (مانند نقاشیاهدای کلیدها به سنت پیتر از پیترو پروجینو). اما نقاشی رامبراند دارای این تفاوت کیفی مهم است که در آن فیگورها با حرکت از پس‌زمینه به پیش‌زمینه فضا را شکل داده‌اند. اگر سازمان‌دهی تصویر در سایر تابلوها را به «عکسی یادگاری» تشبیه کنیم، کار رامبراند را در این‌جا باید همچون کارگردانی سینما بدانیم؛ «نور، صدا و حرکت» سه عنصر برجسته‌ در این نقاشی‌اند: نور ابعاد فضا را معین می‌کند و هر فیگور را به نحو و اندازه‌ی مشخصی آشکار می‌کند. صدای شلیک گلوله، پارس‌کردن سگ، نواختن طبل و همهمه‌ی افراد بلند است و همه‌ی اجزای تابلو در حرکت‌اند و حول یک اتفاق جمع می‌شوند. به همین دلیل گرینوِی، این تابلو را نه یک نقاشی صرف، بلکه مانند یک درام می‌داند. تابلویی که می‌تواند نمای آغازین سکانسی از یک فیلم باشد، فیلمی قبل از ابداع سینما./ علیرضا رضایی‌اقدم

*ویدئوی زیر ساخته‌ی موسسه‌ی آموزشی «خان آکادمی» است. گفتار آن توسط محمدرضا ربیعی ترجمه شده و  تنظیم و اجرای زیرنویس را فاطمه موحدنژاد انجام داده است. 

برای مشاهده‌ی تصویر این نقاشی با حجم ۳۴ مگابایت، اینجا را کلیک کنید. 

جزئیات اثر: