۱. من هیچ‌وقت شاگرد مهران مهاجر نبوده‌ام، اما از عکس‌های او بسیار آموخته‌ام. مهاجر را همچون عکاس مهمی می‌شناسم که آثارش در دهه‌های هفتاد و

احجام برّاق آنیش کاپور در سه ویژگی فرمی مشترک‌اند: یک- عظیم و غول‌آسا. دو- کامل و خوش‌ساخت. سه- صاف و برّاق.‌ این سه ویژگی، در عین

آنیش کاپور هنرمند جاافتاده‌ی پرکاری است. شهرت او در دهه‌ی ۱۹۹۰ به اوج رسید و از آن پس به عنوان یک سلبریتی از مواهب این

شخصیت افسانه‌ای رهبر شورشیان کازاک(۱)، “استنکا رازین”(۲) (۱۶۳۰-۱۶۷۱)، با انداختن شاهدخت محبوب ایرانی‌اش به آب‌های خروشان ولگا به قهرمان داستان‌های فولکلور روسیه تبدیل شد و قرن‌ها

این یادداشت گزیده‌ای است از مقاله‌ی تأمل‌برانگیز و مهمِ فوریّت چهل ساله (تأملی بر عکاسی هنری ایران در چهار دهه‌ی پس از انقلاب ۱۳۵۷) به

فوکو بین سال‌های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۱ درسگفتارهایی درباره‌ی مانه در میلان، توکیو، فلورانس و تونس ارائه داد که اسنادِ مربوط به هیچ‌یک در دسترس نیست